در این توافقنامه متن انگلیسی آن دارای اصالت است، و زبان دیگر، پیش بینی نشده است.
توافقنامه ژنو مرکب از 5 بخش است: مقدمه، گام اول، گام میانی، گام آخر و نتیجه نهایی.
در ابتدا سعی می کنیم که گزارشی از این توافقنامه در هر بخش داشته و سپس تاملاتی را بیان کنیم.
گزارشی از اجزای توافقنامه
تاملاتی چند
1- هر توافقنامه ای به هدف رفع اختلاف دو طرف انجام می شود، اما متاسفانه این توافقنامه آغازگر اختلافات زیادی شده است؛ برای نمونه، بلافاصله پس از توافق میان دو طرف، اختلاف در مورد یکی از اصلی ترین مسأله مذاکرات –یعنی حق غنی سازی- آن هم در یک تضاد کامل و 180 درجه آغاز گردید، از یک سو، آقای جان کری –وزیر خارجه آمریکا- اعلام می کند براساس این توافقنامه ایران به هیچ وجه حق غنی سازی ندارد، و از سوی دیگر، آقای ظریف –وزیر خارجه ایران- اعلام می کند که در این توافقنامه حق غنی سازی ایران به رسمیت شناخته شده است.
2- در این مقدمه ایران به عنوان یک کشور با وضعیت ویژه تلقی شده که باید به وضعیت آن رسیدگی شود، به عبارت دیگر، پذیرفته ایم وضعیت هسته ای ایران موجب نگرانی هایی برای جامعه جهانی در گذشته و حال شده است که باید برطرف شود.
3- در صورت حل نگرانی ها و حسن نیت ایران و انجام وظایفی که آنها برای ما تعیین می کنند و در این توافقنامه آنها را پذیرفته ایم، و نیز آژانس پس از راستی آزمایی آنها را تایید کند، ایران می تواند یک برنامه غنی سازی با محدودیت ها و قیود زیر داشته باشد، یعنی اولا: توافق آنها را در «تعریف و تعیین آن» بدست آورد، ثانیا: دارای «محدودیت های عملی» باشد و ثالثا: به همراه «اقدامات شفاف ساز» باشد.
چنانکه ملاحظه می شود به هیچ وجه غربی ها در این توافقنامه ذکر نکرده اند که ایران «دارای حق غنی سازی» است، بلکه آنچه که در این توافقنامه تصریح شده است، این است که ایران صرفا می تواند «یک برنامه» غنی سازی داشته باشد، به عبارت دیگر، گاهی شخص مالک ماشین است و حق دارد به هر مکانی که مایل است سفر کند، اما گاهی دارای ماشین نیست و از دیگری ماشینی را به امانت می گیرد، مالک ماشین برای او محدودیت هایی را تعیین می کند و برای نمونه می گوید، بیش از سه نفر نباید سوار کنی، سرعت تو نباید بیش از صد کیلومتر باشد، به مکان دیگر با فاصله بیش از دویست کیلومتر حق نداری بروی و ... . آنچه که در این توافقنامه آمده است به همین صورت است، یعنی طرف غربی، صرفا به ما یک و آن هم یک برنامه غنی سازی را اعطا کرده است که دارای محدودیت های مختلف است. این برنامه نیز در مدت زمانی است که در گام نهایی مورد توافق قرار می گیرد.
علاوه براین، مراد از محدودیت های عملی چیست؟ البته در گام نهایی به این محدودیت ها اشاره کرده است.
نیز مراد از اقدامات «شفاف ساز» چیست؟ آیا این امور در تکالیف ان.پی.تی نیز آمده است؟ یا به دلیل اینکه در این توافقنامه پذیرفته ایم برنامه هسته ای ایران یک وضعیت عادی ندارد، لذا بیش از تکالیف مندرج در معاهده ان.پی.تی باید اقداماتی انجام دهیم تا نظر طرف غربی را جلب کنیم؟ در این صورت، آیا ایران به اهداف خود خواهد رسید؟
4- در جمله اول این مقدمه آورده است که هدف از مذاکرات آن است که «یقین» (ensure) پیدا کنیم که برنامه هسته ای ایران، منحصرا«exclusively» صلح آمیز است. روشن است که 2 قید بیان شده از قیود «کیفی» هستند و قابل تفسیرهای گوناگون. سوال این است که آنها اولا: چگونه یقین پیدا می کنند که برنامه هسته ای ایران صلح آمیز است؟ آیا نمی توانند هر زمان ادعا کنند که ما هنوز یقین پیدا نکردیم که برنامه هسته ای ایران صلح آمیز است؟ مگر تاکنون در طول ده سال گذشته که در حال مذاکره هستیم چنین امری را نگفته اند که برنامه ایران، صلح آمیز نیست؛
ثانیا: جالب آن است که قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل که شدیدترین تحریم ها را علیه مردم ایران به تصویب و اجرا رسانده است –از جمله تعلیق تمام فعالیت های هسته ای ایران-، با همین ادعا بوده است که ما هنوز نتوانستیم به صورت یقینی نتیجه بگیریم که برنامه های ایران منحصرا صلح آمیز است. برای نمونه، در قطعنامه 1737 که تعلیق تمام فعالیتهای هسته ای را از ما خواسته است، با این مقدمه شروع کرده است که: «آژانس نمی تواند نتیجه گیری کند که هیچگونه مواد یا فعالیت های هسته ای اظهار نشده در ایران وجود ندارد.» معنای این سخن آن است که آژانس به یقین نرسیده است که فعالیت هسته ای اظهار نشده وجود ندارد، و چون به یقین نرسیده است کافی است که شورای امنیت براساس این گزارش، تحریم های سختی را علیه ایران وضع کند.
در این توافقنامه نیز راستی آزمایی به عهده آژانس است و آژانس باید به یقین برسد.
ثالثا: مراد از قید «منحصرا» چیست؟ در چه صورتی این انحصار فهمیده می شود؟ اگر ایران چند درصد غنی سازی داشته باشد، این انحصار معلوم می شود؟ چگونه است که ژاپن دارای برنامه غنی سازی بیش از 90% است اما برنامه هسته ای آن کشور منحصرا صلح آمیز است اما ایران اگر غنی سازی 20% داشته باشد، برنامه هسته ای آن صلح آمیز نیست؟ جالب آن است که در تمام قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل که تعلیق تمام فعالیتهای هسته ای را از ایران خواسته و نفت، بانک های ایرانی، شرکت های ایرانی، افراد و ... را مورد تحریم سخت قرار داده است، چندبار تصریح شده است که برنامه هسته ای ایران باید منحصرا برای مقاصد صلح آمیز باشد. این تعبیر دقیقا همان تعبیری است که در اولین جمله توافقنامه ژنو آمده است( چنانکه بیان گردید در اولین جمله توافقنامه ژنو آمده است: هدف از این مذاکرات دستیابی به یک راه حل جامع بلند مدت مورد توافق طرفین است که یقین پیدا کنیم برنامه هسته ای ایران منحصرا صلح آمیز است.) و در قطعنامه های شورای امنیت هم به بهانه دستیابی به یقین به منحصرا صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران است، تمام تحریم های سخت را علیه ملت بزرگ ایران تحمیل و تعلیق تمام برنامه های هسته ای از ایران خواسته شده است.
در صورتی که قیود بیان شده در متن توافق، شفاف و مقید و معین نباشد-چنانکه متاسفانه قیود مبهم زیادی در متن توافقنامه وجود دارد- در آینده و در مقام تفسیر در مذاکرات بعدی دچار مشکل جدی خواهیم شد.
5- در پاراگراف دوم مقدمه آمده است که ایران بدنبال سلاح هسته ای و توسعه آن نخواهد بود. این سخن به معنای پذیرش ضمنی این امر است که ایران تاکنون در حال توسعه سلاح هسته ای بوده و سخن غربی ها در متهم کردن ایران و بدنبال آن صدور قطعنامه های شورای امنیت و وضع تحریم های گوناگون شورای امنیت، یک جانبه و چند جانبه علیه ایران درست بوده است، در حالی که کذب این ادعا کاملا روشن است.
6- در مقدمه پس از اینکه تصریح می کند که ایران برای حل نگرانی ها باید گامهای مختلفی بردارد، آورده است ایران می تواند کاملا از حق انرژی هسته ای مطابق ان.پی.تی بهره مند شود، و بلافاصله تصریح می کند که ایران می تواند یک برنامه غنی سازی داشته باشد. اما نسبت به این برنامه غنی سازی هیچ سخنی از ان.پی.تی نیامده است؛ یعنی در آن ذکر نشده است که ایران می تواند براساس ان.پی.تی دارای برنامه غنی سازی باشد، (زیرا روشن است که داشتن غنی سازی برای کشورها در معاهده ان.پی.تی محدود به هیچ قیدی نیست، جز اینکه فقط مقید به صلح آمیز بودن است)، بلکه برعکس تصریح شده است این برنامه باید مطابق محدودیت هایی باشد که به توافق طرف غربی رسیده باشد، مانند محدودیت های عملی، انجام اقدامات شفاف ساز و حصول یقین به صلح آمیز بودن ماهیت برنامه هسته ای ایران.
بسیار مناسب بود که مذاکره کنندگان ایرانی بر این امر اصرار کرده و برنامه غنی سازی ایران را به همان صورتی که در ماده چهارم ان.پی.تی آمده است، می پذیرفته اند، نه براساس تعریف کشورهای غربی زیاده خواه و مستکبر و مطابق محدودیت هایی که آنها در نظر گرفته اند.
7- در مورد کمیسیون مشترک آمده است که این کمیسیون مرکب از ایران و در طرف دیگر، سه کشور اروپایی(یعنی آلمان، فرانسه و انگلستان)، سه کشور دیگر (یعنی آمریکا، چین و روسیه) و اتحادیه اروپا می باشند، (E3/EU+3)؛ علاوه بر این، آژانس نیز به عنوان ناظر باید نسبت به این تعهدات راستی آزمایی کند. معنای این امر آن است که ایران علاوه بر کشورهای 1+5 ، باید موافقت ده ها کشور اتحادیه اروپا را نیز بدست آورد. (جالب است وقتی این امر را در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس به آقای عراقچی- مذاکره کننده و معاون وزیر خارجه- یاد آور شدم، ایشان با کمال تعجب در جواب من بیان کرد: «حتما اشتباه تایپی رخ داده است». این سخن بسیار تاسف برانگیز است، و انتظار ما این است که مذاکره کنندگان ما از دقت بیشتری برخوردار باشند.)
8- در مورد گامها، گاهی به «measures» تعبیر کرده است، و گاهی به «steps». برای نمونه، در مقدمه آمده است: There would be additional steps in between the initial measures and the final step.
چه فرقی میان این دو تعبیر وجود دارد؟ اگر فرقی میان آندو موجود نیست چرا در یک توافقنامه حقوقی بین المللی که 10 سال روی آن در حال مذاکره بوده اند، این واژه به یک صورت بیان نشده است؟ فراموش نکنیم که بیش از یک سال و نیم است که مذاکره کنندگان ایرانی با آژانس صرفا نسبت به 9 پاراگراف -به سبب اختلاف معانی واژه ها- مذاکره کرده اند.
9- مراد از راه حل جامع همان امری است که به عنوان گام نهایی در متن توافقنامه ذکر شده است.
تاملاتی چند
1- هیچ توازنی میان داده ها و آنچه که گرفته ایم وجود ندارد.
2- مهمترین نکته ای که در این توافقنامه، آمریکا و سایر کشورهای زورگوی جهان بدست آورده اند، خارج کردن ایران از «نقطه گریز» و یا «نقطه جهش» است، به تصریح یکی از مسئولان آمریکا (جان کری یا اوباما) با این کار توانستیم امنیت اسرائیل را تامین کنیم.
براساس محاسبات هسته ای، هر کشوری که 270 کیلو اورانیم غنی شده 20% ، 10 تن اورانیوم غنی شده 05% و 20 هزار سانتریفیوژ داشته باشد، می تواند ظرف دو هفته به یک بمب اتمی اورانیومی 25 کیلوگرمی با غنای 95% دست پیدا کند. (به چنین حالتی نقطه گریز گفته می شود)
اگرچه ایران بدنبال سلاح هسته ای نیست، و فتوای مقام معظم رهبری در مورد حرمت تولید سلاح هسته ای و نگه داری آن برای ما از هر قرارداد بین المللی بالاتر است، اما داشتن مواد غنی شده فوق و نیز تعداد سانتریفیوژهای بیان شده می تواند دست برتر را به ایران داده و از حمله کشورهایی مانند اسرائیل به ایران جلوگیری کند. متاسفانه مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند که تمام مواد غنی شده 20% را از بین ببرند. (براساس بند 1 از مواردی که در گام اول مذاکره کنندگان ایرانی تعهد داده اند.)
از سوی دیگر، متعهد شده اند که بر ذخایر 05% نیز نیافزاییم، یعنی نباید بر مقدار 7تن مواد غنی شده 05% که داریم، هیچ مقدار دیگری افزوده شود.(براساس بند 13 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند.) نیز هیچ مرکز دیگری برای غنی سازی ایجاد نگردد. ( براساس بند 14 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند.)
از ناحیه سوم، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند هیچ سانتریفیوژ جدیدی تولید و نیز نصب نگردد، (براساس بندهای 26 و 5 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند.) و نیز سه-چهارم فردو (براساس بند 9 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند.) و تقریبا نیمی از سانتریفیوژهای نطنز (براساس بند 4 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند.) باید تعطیل شوند.
از سوی چهارم نیز مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند که رآکتور اراک و نیز آب سنگین اراک به صورت تعلیق در آمده و از کار باز ایستد. (براساس بند 12 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند.)
از جهت پنجم هر گونه باز فرآوری و نیز تاسیساتی که توانایی بازفرآوری دارند، ممنوع شده است.(براساس بند 2 و 16 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند.)
(جالب است که در بیانیه توجیهی ای که سران آمریکا برای مردم خودشان در مورد تفاهمنامه ژنو صادر کرده اند همه نکات فوق آمده است، از جمله ذکر شده است که ایران: «ذخایر اورانیوم 3/5 درصدی خود را افزایش ندهد، بدین ترتیب به مقدار ذخایر در پایان 6 ماه افزوده نمی شود و تولیدات جدید نیز به شکل اکسید در می آید»؛ «نیمی از سانتریفوژهای نصب شده در نطنز و سه چهارم دستگاه های نصب شده در فوردو را غیرفعال نگه دارد به طوری که امکان استفاده از آنها برای غنی سازی وجود نداشته باشد»؛ «ساخت سانتریفوژ را فقط برای جایگزین کردن دستگاه های آسیب دیده ادامه دهد»؛ «از این رو ایران طی شش ماه آینده قادر نخواهد بود به ذخایر اورانیوم غنی شده خود بیفزاید؛ تاسیسات غنی سازی جدید نسازد»؛ «ذخایر اورانیوم 3/5 درصدی خود را افزایش ندهد، بدین ترتیب به مقدار ذخایر در پایان 6 ماه افزوده نمی شود و تولیدات جدید نیز به شکل اکسید در می آید»؛ «ایران تعهد کرده است که به پیشروی در فعالیت های رآکتور اراک ادامه ندهد و مسیر تولید پلوتونیوم را متوقف کند.ایران متعهد شد که:
رآکتور اراک را راه اندازی نکند، سوخت وارد رآکتور اراک نکند، تولید سوخت برای رآکتور اراک را متوقف کند، دیگر آزمایش های سوخت برای این رآکتور انجام ندهد، قطعات دیگر در رآکتور اراک نصب نکند، سوخت و آب سنگین به محل این رآکتور منتقل نکند، مرکز ویژه بازفرآوری نسازد. ایران بدون بازفرآوری نمی تواند پلوتونیوم را از سوخت مصرف شده جدا کند.»)
این امور از نکات مهمی بوده اند که ایران می توانست بر اساس آنها دست برتر را داشته باشد و حداکثر با قبول برخی از آنها لغو کل تحریمها به ویژه تحریم های سخت نفتی و بانکی را خواستار گردد. اما متاسفانه مذاکره کنندگان ایرانی همه این امور و امتیازاتی را که ملت بزرگ ایران با تحمل سالها رنج و سختی و با نثار خون شهدای گوناگون هسته ای بدست آورده بودند، به ثمن بخس فروخته اند.( در بیانیه توجیهی آمریکا در مورد تفاهمنامه ژنو نیز در این مورد آمده است:امتیازاتی که ایران به عنوان بخشی از این قدم اولیه تعهد کرده است، شفافیت بیشتری فراهم می کند و امکان بازرسی های سرزده از برنامه هسته ای اش را ایجاد می نماید. در گذشته، نگرانی این بود که ایران از مذاکرات برای وقت کشی و پیشبرد برنامه اش استفاده می کند. اما این اقدامات کمک خواهد کرد وقتی برای رسیدن به یک توافق جامع بلند مدت مذاکره می کنیم، ایران نتواند از سپر مذاکرات برای پیشبرد برنامه هسته ای اش استفاده کند.
در عوض، به عنوان بخشی از اقدامات اولیه، گروه 1+5 تحریم های ایران را به صورت محدود، موقت، هدفمند و قابل برگشت لغو خواهد کرد. این کاهش تحریم به گونه ای سازماندهی می شود که بخش عمده شبکه تحریم از جمله تحریم های کلیدی در بخش نفت، بانکی و مالی پابرجا بماند.
گروه 1+5 با قاطعیت به اجرای این تحریم ها ادامه می دهد. اگر ایران نتواند به تعهدات خود عمل کند، ما لغو محدود را متوقف می کنیم و تحریم های جدید وضع خواهیم کرد.)
چنانکه ملاحظه می شود تمام بخشهای هسته ای ایران –یعنی فردو، نطنز و اراک- از کار افتاده و یا به صورت نیمه تعطیل در آمده است. حق تولید سانتریفیوژ، حق نصب سانتریفیوژ جدید (جز در موارد خرابی ها)، حق غنی سازی 20% ، حق غنی سازی 05% بیش از مقداری که داریم، (البته در نهایت، و در گام نهایی با محدودیت هایی که ایجاد کرده اند، ایران نمی تواند غنی سازی نیز داشته باشد.) حق برخورداری از آب سنگین اراک و نیز حق برخورداری از رآکتور اراک را نداریم.
از دست دادن تقریبا همه بخشهای هسته ای ایران به قیمت به دست آوردن چه چیزی بوده است؟ چنانکه خواهیم دید تقریبا تمام بخشهای تحریم نفتی و بانکی سخت علیه ایران به حال خود باقی مانده است، و معلوم نیست چرا مذاکره کنندگان ایرانی چنین توافقنامه ای را پذیرفته اند؟
سوال جدی قابل تامل آن است که چرا آمریکا و کشورهای مستکبر غربی حاضر به مذاکره با ما در سالهای اخیر شده اند؟ چرا آنها تحریم ها را ادامه نداده تا ایران روزی –به زعم آنها- کاملا تسلیم گردد؟